نمایشگاه هازروان روح بخشان
02 Dec 2011 - 12 Dec 2011

عصر جمعه: مکعب سفید


در سال 1976، برایان اُ دوهرتی، هنرمند و منتقد ایرلندی، فضای نمایشگاهی آثار هنرهای تجسمی را «مکعب سفید» نام نهاد؛ همان نگارخانه یا گالری هنر امروزی. مکعب سفید با دیوارهای سفید و ساده و خطوط اندکش، با فضای ساده و مینیمالش قرار است با نمایش آثار هنری در فضایی خنثی و بی طرف بیش و کم هر زمینه ای را از آنها بگیرد.
اما این جا مکعب سفید هم زمینه زداست، هم انگار مأمنی که در آن آدم ها مستحیل می شوند. فضایی ست که پناهمان می دهد و دست کم برای چند ساعتی ما را از زندگی پرفشار روزها و شب های این شهر می رهاند. این ماییم که عصرهای منحوس و نکبت بار جمعه را در افتتاحیه ها می گذرانیم. این ماییم که جمعه ها برای دیدن و بودن در جریان و صحنه ی هنر در این نهاد فرح بخش، یعنی نگارخانه، حضور به هم می رسانیم و با دوستان و عزیزانمان دیدار تازه می کنیم، گپ می زنیم، می خندیم، قرار و مدار می گذاریم. و در همین دور هم بودن هاست که لحظات افسرده حالی و احساس واماندگی عصرهای جمعه را به خوبی و خوشی پشت سر می گذاریم. از یک گالری به گالری دیگر می رویم و کم و بیش در همه شان به همان دوستان و آشنایان برمی خوریم. پس گالری هم فضایی ست برای نجات امثال من از رخوت و دلمردگی عصر جمعه، و هم محلی برای شکوفایی هنرمندان و مخاطبانی که از قضا خودْ هنرمندند. ما با حضورمان در این نهاد هنری وظیفه ی فرهنگی و روشنفکرانه مان را هم ادا می کنیم و خشنود به مهمانی هامان می رویم. در پناه آن مکعب سفید، فارغ از شهر و جهان، لبخند بر لب و مغرور در اندیشه ی تحولات بعدی پیش می رویم.
این مجموعه - عکس¬هایی «اُوِراِکسپوز شده»، با حساسیت 3200 و کنتراست بالا، با ترکیب بندی های غلط و پر از اشتباه - دست بالا گزارشی ست بی سروته، اما نه چندان تحریف شده از وضعیتی که خود من و همین مجموعه بیش و پیش از هر کس دیگر گرفتار آنیم. و در واقع انگار غُرولندی بیهوده بیش نیست.
 
زروان روح بخشان
 
با سپاس از فرزانه طاهری، فواد نجم الدین، مزدک عیاری، باربد گلشیری،  تایماز منقبتی، علی شیرخدایی، میرآقا و همه ی دوستان و گالری هایی که به من اجازه ی عکس برداری دادند.