نمایشگاه هاسمکو صالحی
30 Jul 2010 - 09 Aug 2010

نمایشگاه چند رسانه ای "دیجی زورخونه" نیز اگر چه نمی تواند معیار تخطی از قاعده رستگاری فرهنگ پتی بورژوآیی موجود در عرصه نمادین باشد، اما اگر بر اساس قاعده "کژ نگریستن"(looking awry ) لاکانی، آن را بازخوانی کنیم شاید، نا خود آگاه سویه های معصومانه تمسخر کلیشه های نخ نما و مستعمل شده ناشی از فلاکت "چیزی برای عرضه از عصر طلایی" را در آن بیابیم؛ یعنی همان سویه های اتفاقا پر مشتری و مخاطب. استفاده هنرمند از ایماژ تختی به مثابه نماد"آن دوره"، و ایجاد تقابل بی واسطه اش با جماعت "بدن ساز ِ آمپولی ِ این دوره"، گویی بازنمایی فاجعه ای است که اتفاقا بر اساس قاعده ای فوکویی بر سرما آمده است: اندام های بی تن. و تن هایی که در امتداد تن حاکم قرار دارند و به جزئی از مایملک ساختار انباشت سرمایه از طریق سیطره بر اندام ها و "بهره وری" بیشتر از بدن ها تعریف می شوند. آنهم بر اساس سیاست های تنانه و مراقبتی، و آزمایشگری. گویی این اندام خدوم ماست که درخدمت انواع و اقسام محلول های هر دم تازه شونده پروتئینی قرارگرفته است. ما مصرف کنندگان دست اول کالاهای سرمایه داری. بدن ما عرصه اجرا و نمایش شده است. و این همان تداعی/تقابل موجود در نمایش-گاه سمکو صالحی ست.
در عین حال شاید، نمایشگاه "دیجی زورخونه"، تلاشی برای تمسخر این دیالکتیک مبتذل عرضه و تقاضای کالای هنری و فرهنگی و اتفاقا از مجرای "رعایت کامل قواعد آن" یعنی فروختن آثار باشد. نوعی ایجاد تقابل عاری از بدلیجات بنجل معرفتی و مفهومی و معنایی، میان چیزی مبهم به نام  امر"گذشته یا سنت" با  چیزی مبهم تر به نام  امر" متجدد یا مدرن" ِ واقعا موجود، آنهم با همان ابزار همیشگی و تکراری ویدئو پروژکشن و ال.سی.دی و بازی نور و عکس بی قاب و غیره. اما شاید هم این نمایشگاه، ولو برای یک مخاطب هم که شده، تداعی کننده این حقیقت بنیامینی باشد که "تمامی اسناد و مدارک تمدن، در عین حال اسناد و مدارک توحش اند".
نادر فتوره چی