نمایشگاه هاسعید انصافی
18 Feb 2011 - 27 Feb 2011

 

 

دفتر طراحی سعید

گر درویشی به تاج و خرقه می بود

ما هم به لطف سیم و زری، درویش بودیم

"یونس امره"

همان طور که یونس امره هم گفته است، واژه ی درویش در این آب و خاک معنای ژرفی

دارد. درویش پیوسته در حال حرکت است، از روستا به روستا، آبادی به آبادی، شهر به شهر.

خانه، زندگي و مال و منالي ندارد. راه، منزلگاه اوست. بيشتر از آنكه با انسانها درآميزد به هم

صحبتي با طبيعت و درختان و پرندگان و حيوانات و ماه و ستارگان مي نشيند. به هرجا که

می رسد، در جستجوی خویشتن و در پی مفهومی که به دنبالش است .

مقصودش آموختن بیشتر از حکمت و زدودن بدی ها از نفس خویشتن است. تنها دغدغه

اش ياري به همنوعان است، دست انسانی را گرفتن و به دست آوردن قلب او بی هیچ توقعی.

همه ی دارایی اش، لباس تن اش ، تکه شاخه ای در دستش و کشکولی بر روی دوشش است

.غنای روحی اش اما، با هیچ بهایی قابل مقایسه نیست.

سعید نیز همانند من، فرزند این آب و خاک است. اینکه عنوان نمایشگاهش را کشکول

نهاده، بسیار درخور توجه و درون کاوی است. کشکول سعید، همان دفترچه ی طراحی های

اوست، که در آن به هر پدید های که نظ ر افکنده، به واسطه ی ذهن خود در آن ثبت کرده

است. به هر جا که قدم گذاشته، بازنمودهای ذهنی خود را از پدیده های اطرافش، از هر

آنچه که شاهد بوده، در دفتری که همیشه همراه خود دارد، ترسیم نموده و اکنون بدین

شکل آن را با ما به اشتراک م یگذارد. دفتر او قلب اوست.

نشانه های تصویری سعید رام یتوان در رفتار های او در طراحی، کلاژهایش و هر لکه ای که

به واسطه ی چا پ های بدوی خود ارزش های معناداری بدان م یدهد، قلمداد کرد. ساده و

بی تکلف. شعرگونه، ناب، تجربه نشده و پریمیتیو. مخاطب را به درون اثر کشانده، حکایتی

بازگو می کند و در اعماق ذهن مخاطب رویاپردازی می کند. او را با خود به ایام کودک ی و به

افسانه های پدربزرگ و مادربزرگ ها م یبرد.

کشکول یک درویش آیینه ی تمام نمای زندگانی اوست. بیشتر از آنکه نشا ندهنده ی فقر

مالی او باشد، نمایانگر غنای روحی اوست. دفتر سعید نیز آیینه ی اوست. با این نمایشگاه،

او غنای روحی خود را عریان می سازد.

ساواش چکیچ/ استانبول، فوریه ۲۰